هامون

هامون را دوباره ديدم ، اما با نگاهى متفاوت. انگار كه فيلم را براى اولين بار مى ديدم. سال ها قبل فيلم را ديده بودم اما چيزى بيشتر از گذشت زمان، فيلم را برايم تازه كرده بود، اينبار فيلم را بعد از خواندن «ترس و لرز» ديدم.
هامون درگير يك نزاع درونى است. از جنس همان كه ابراهيم و كيركگور نيز درگيرش بوده اند. درگير پاسخ به اين سوال:

«چه كسى آنقدر جسور است كه وقتى عشق را تماما جذب كرد، باز هم آنرا بيازمايد و در همه چيز خطر كند؟»

هامون داستان ابراهيم را مى داند اما ابراهيم را نمى فهمد. حضور دوستش على، همان حضور كيركگور است، على حتى دل نوشته كيركگور يعنى كتاب ترس و لرز را به هامون مى دهد، اما هامون به اندازه ابراهيم و يا كيركگور جسور و مومن نيست. او دقيقا نقطه ى مخالف كيركگور است. به هر درى مى زند تا عشقش را رها نكند و همه چيز را خراب مى كند. اما در آخرين لحظه، وقتى همه چيز را رها مى كند، كيركگور ناجيش مى شود.

Print Friendly, PDF & Email
هامون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *